-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
بــاز دلــم غـرق تـمـنــا شــده وجـود مـن مـسـت تـولا شـده غـرق شـعـف تـمـام دنـیا شده گـل ولا زیـنـت گـلهــا شــده رسیده این خبر به شور و شعف آمـده گل ز نـسـل شـاه نـجـف مـدیـنـة الـرسـول غـوغـا شده بــاقــر عـلـم نـبـی بـابـا شــده از قـدمش جهان چه زیبا شده چو باب و جد بر همه مولا شده آمـده نـور صـادق از آسـمـان مـادرش اُمِّ فـروه شد شادمـان ز سوی حق بر همه ناظر رسید شـشم گـل ولا به ظاهـر رسید نـور دل حـضرت باقـر رسید چو باب خود طیب و طاهر رسید روشنگر شیوۀ پیـغـمبریست ز لطف حق شیعۀ او جعفریست آمــدنـش مــوهـبـت الـه اسـت به آسمان دین حق چون ماه است بعد نبی ششم چراغ راه است محبتش باعث عزِّ و جاه است روشن از او مدینة الرسول است ز مقـدمش شاد دل بتول است روشن از این نور زمین گشته است عزیز باقر گل دین گشته است ز حق امام متّـقـین گشته است به شیعیان حبل متین گشته است گلی ز بـسـتـان ولایت رسـیـد در این جهان ششم امامت رسید شــشـم ولــیِّ حــیِّ داور آمــد گـلـی ز بـسـتـان پـیـمـبـر آمـد ای عـاشـقان عزیز حـیدر آمد در این جهان جلوۀ کـوثر آمد نـــور خــداونــد مــبـیـن آمـده مــاه جـهـانـتـاب زمـیـن آمـده هــفــدهــم مــاه ربــیــع آمــده مـاه دل افــروز بـقــیـع آمــده صـادق بـا قــدر رفــیــع آمـده بـر هـمـه شیـعـیان شفـیع آمده روشن از او عـالم هستی بود اسـطـورۀ یـکـتـاپـرسـتـی بود گـلـبـن آل مـصـطـفـی رسـیده نـجـل عـلـی مـرتـضی رسیده عـزیـز خـیـرة النـساء رسـیده نـــور دل اهــل ولا رســیــده ز مـقـدمش بارش رحمت آمد غنچهای از گلشن عصمت آمد مظهر جود انبیاء صادق است هستی جمله اولیا صادق است نـور دل اهل ولا صادق است به درد شیعیان دوا صادق است مظهر ذات حی سرمد است او عـالـم بر عـلـم محمد است او شکـر خـدا به دل بـود ولایت شرمندهام از این همه عطایت چو سائلان نشسته بر سرایت نـظـر نـما ز لطـف بر گدایت نـوکـر درگـاه شـمـا( رضایم ) ز مـرحـمـت دعـا نـمـا بـرایم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
امـروز گـشـودند ز رحـمـت در دیگر گردید عیان حُـسنِ خـدا مـنـظـر دیگر از جوفِ حرم گشت برون حیدر دیگر یـا آمــده مـــیــلاد پــیــامآور دیــگــر؟ این عید جهانگـستر شیعه است ببـینید میـلاد ششم رهـبر شیعه است ببـیـنـیـد انــوار خــدا تـافــتــه بـر بـام مـدیــنــه پـیـراهـن نـور اسـت بـر انـدام مـدیـنـه دل مـیبــرد از اهـل ولا نــام مـدیــنـه پـیچـیـده به گـوش هـمه پـیـغـام مـدیـنه کامروز دمیده است به تن روح امامت تبـریک که آمـد به جهـان نـوح امامت این آیــنـۀ روی خـداونـد جـلـیـل اسـت این گمشدگان را به خط نور، دلیل است این بر علی و فاطمه پاکیزه سلیل است این راهـبر آدم و موسی و خـلیل است ایـن تا ابـد اسـتـاد اسـاتـید جهـان است با آنکه عیان است، نهان است، نهان است دانـش بـبـرَد سـجـده بـه خـاک قـدم او تـکـمـیـل شده فـیـض مـسیـحـا ز دم او دریــای کــرم بـوده نـمـی از کــرم او پـیـوسـتـه بـوَد عــلـم بـه ظـلّ عـلـم او بر بـام سـپـهـرِ شـرفِ اوسـت سـتـاره تا عـمـر جهـان جـابـر حـیان و زُراره انفاس مسیـحـاست مسیـحای نـسیـمـش موسی"ارنی"گو شده در طور حریمش دل مـخـزن اسـرار خـداونـد حکـیـمش تا حشر رسد بر همگان فیض عظیمش دیــوار تـجــلـیِ الـهـی اسـت رواقــش طاق است میان همگـان مؤمن طاقـش بیمـنـطـق او عـلم بریده است زبـانش روئـیـده گـل "عـلـّم الانسان" ز بیـانش دائـم گـهـر عــلــم بـوَد ریـگ روانـش علم است و ابوحمزه و حمران و ابانش تـا حـشـر امــیـرانسـخـن بـنـدۀ اویـنـد تنها نه هـمین بـنده؛ همی زنده ز اویند این است که قرآن شده روشن ز کلامش این است که برتر ز مقام است مقامش این است که دانش شده مرهون قیامش این است که دادهاست خـداوند سلامش سر تا قـدم آئـیـنۀ خـیرالبـشر است این دردانه شش بحر و یمِ ششگهر است این ای مـلـک خـداونـد گـلـسـتـان بـقـیعـت دلهـا هـمـه زوّار بــیـابــان بـقـیـعــت ارواح رسـل، سـاکـن ایــوان بـقـیـعـت جنت همه یک گوشه ز دامان بـقـیعت هر زائر دلـداده که بـشـنـاخت شما را از پـنـجـرههـای حـرمـت دیـد خـدا را مهر تو، چو روح آمده در پیکر جبریل فـرش ره زوار حـریـمـت، پر جـبریل هر شب حرم خلوت تو مشعـر جبریل از روز ازل سـایۀ تو بر سـر جـبـریل اوصـاف تـو را غــیـر خـداونـد نـدانـد میثم چه سراید؟ چه بگوید؟ چه بخواند؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم و امام صادق علیهالسلام
به پریشانی هر زلـف پـریـشان سوگند به نفـسهای لب خـشک بیـابان سوگند به تب خاکِ ترکخوردۀ سوزان سوگند به نمک زار به هر تشنۀ باران سوگند صبـر دنـیـا به سـر آمـد که سرامد آمد چـارده بــار نــوشـتــنـد مـحــمــد آمــد او تجلی ازل بر جبروت است که هست؟ او صراط است و ثبات است و ثبوت است که هست؟ او سوالی است جوابش که سکوت است که هست؟ آدم! او فلسفۀ سر هبوط است که هست؟ ما ندانیم که هست آنکه نـدانـیم که بود باید او خود بنویسد که بخوانیم که بود ناگهان پرده برانداخـته است از رویش تا که کسرا شکند از شکن گیـسویـش قـبـلـه آرام بـگـیـرد بـه خــم ابــرویـش که هـیـاهـو بـکـنـد زمـزمـۀ یـا هـویش جـلـوه در جـلـوه جـمال ازلی را دیدند قـبـل مـیـلاد عـلـی بـود عـلی را دیـدند تشنه لب بود زمین حضرت باران را دید خار در خار پُر از خار؛ گلستان را دید تیره جان بود و جهان بود که جانان را دید پس از آن بود که آدم خودِ انسان را دید رحمت واسعهاش روی سر فاطمه است او نفـسهای عـلی و جگر فاطمه است او فقط بود و فقط بود مسلـمان خودش مومن خویش شد و غرقۀ ایمان خودش جلوهای بود دو تا گشت دوچندان خودش دید با چشم خودش عین خودش جان خودش در کمالات خودش نورِ جلی را میدید او در آئـینۀ خود روی عـلی را میدید ای که قبل از همه معمار دو دنیا شدهای قـبل خود آمده این گـونه معـمـا شدهای آدم و یوسف و یعقوب و مسیحا شدهای هرچه خوبان همه دارند تو یکجا شدهای از ازل تا به ابد جیره خـور خـان توأند لات و عُزّی و هُبل نیز مسلمان تـوأند آمـدی با نـفـس عـشـق پـیـمـبـر بـشوی تا که تکـثـیر شوی تا که مکرر بشوی فاطمه فاطمه هِی حیدر و حیدر بشوی تا حسین و حسن و باقر و جعفر بشوی تا رضا و علی و هادی و موسی باشی آمدی تا نـفـس حـضـرت زهـرا بـاشی لب تو غرق تمنای حسین و حسن است چشم تو مات تماشای حسین و حسن است خیره بر مادر و بابای حسین و حسن است که فقط سینه تو جای حسین و حسن است کـیـسـتی کـعـبۀ مـا ای همه آمـال علی ای حسین و حسن؛ ای سلـسله آل علی نسب مـاسـت که از آل شـقـایـق بـاشیم و کمی جرعه کـش بحـر حقـایق باشیم این کـریـمی شـما بود که عـاشق باشیم قسمت این بود که از لطف تو لایق باشیم تـا بـگـویـنـد بـه مـا قــبـلـۀ دنـیــا آمــد که عـلـی مـژده بـده صادق زهـرا آمـد مـذهـب مـاسـت به تـأسـیـس اباعـبدالله مـکـتـب مـاسـت به تـدریـس ابـاعبدالله مـا هـمــه مـسـت احـادیـث ابـا عـبـدالله نـفـس مـاسـت بـه تـقـدیـس ابـا عـبـدالله کُنیهات کُنیۀ عشق است همانند حـسین ای به قربان دلت ای دل در بند حسین غزه امروز بمان از دل ویران برخیز راه کم مانند ببین، جبهۀ جولان برخیز همتی مانده فـقـط غـیرت لبـنان برخیز فتح نزدیک شده لطف شهیدان، برخیز مرگ صهیون و یهودا چقدر نزدیک است به تو سوگند که هنگام سحر نزدیک است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
به چه جرأتی بگویم سخن از امام صادق که بُوَد فزون ز فهم و خِرَدم مقام صادق فلک است آستانش ملک است پاسبانش خنک آن دلی که نوشد قدحی ز جام صادق پـسـر امــام بـاقـر پــدر هــمـام کـاظـم به عموم شیعه لازم بود احترام صادق به مه ربـیع الاوّل بنـمود رخ به عـالـم ملکوتیان رسیدند همه بر سلام صادق بود او ستوده منصب به جهان رئیس مذهب به خدا که زنده مکتب شده از کلام صادق وطنش بود مدینه به عـلی سرور سینه شده جمله اهل کینه و له از مرام صادق نوۀ پیمبر است او، به زمانه سرور است او چه فری که جعفر است او دل اسیر دام صادق شده مکـتب تـولّا ز ولای صادق احـیا که بـود هـماره بر پـا عـلم قـیام صادق نـرسد شفـاعت او به نـماز کـاهلان را تو ز گوش جان «کلامی» بشنو پیام صادق
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم و امام صادق علیهالسلام
زمین غم را کنار انداخت، سرتاسر به وجد آمد جهان در لحظهٔ میلاد پیغمبر به وجد آمد چکید از خندهاش عطر گلابِ ناب! تا جایی که استشمام کرد و هر سحر قمصر به وجد آمد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
ربیع است و دل بر جمال تو شایق نـه بـر لالـه و ارغـوان و شـقـایـق ربودی تحـمـل ز من گـل ز بـلـبـل چو لیلی ز مجنون و عَذرا ز وامق به بوی خوش گـل شود مست بلـبل به بـوی تو دیـوانه بیـچـاره عـاشق نه چون خط نیکویت انـدر ریاحین نه چون سـنـبل مویت انـدر حـدایق نه زیبـاست با قـامـتت شاخ طـوبی نه لایق به سـرو قـدت نخـل باسـق تـویـی دوحــۀ بـوســتــان مـعـارف تـویـی گـلــبـن گـل سـتـان حـقــایـق تویی عـقـل اقـدم؛ تویی روح عـالـم مـحــیــط دوایــر، مــدار مــنــاطـق تویی منطـق حق و فـرمان مطـلـق إلـی الـحـقِ داعٍ و بــالـحـق نـاطـق إمـام الـهـدی صـالـح بـعــد صـالـح دلـیـل الـوری صـادق بـعـد صـادق حـلـیـفُ الـتُّـقـی جـعـفـر بن مـحـمد کـثـیر الـفـواضـل عـظـیم الـسـوابق دلـیـل حـقـیـقـت لـســان شــریـعـت امـــا طــریـقـت بـکــل الــطــرائـق ز منصور مـخـذول چـندان بلا دیـد لـقـد کـان تـنـهــدُّ مــنـه الـشــواهـق سر اهل ایـمان سـر و پـای عـریان بـسـی رفـت در محـفـل آن مـنـافـق نگـویم ز گـفـت شنـودش که بودش کَــسَـمُ الأفـاعــی و حــدُّ الــبــوارق چنان تلخ شد کامش از جـور اعـدا که شد سم قـاتـل بـر او شـهـد فـایق
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
هفده ماه ربیع هست و مدینه غرق نور است بهر میلاد پیمبر شهر در شادی وشور است بیت مولا حضرت باقر چراغان است زین رو همزمان از بهر میلادی دگر غرق سرور است حق عطا کرده پسر بر پنجمین ماه ولایت وز طلوع ماه رویش آسمانها غرق نوراست نام او جعفر بود کز سوی پیغمبر رسیده صادق است و با وجودش، صدق در اوج ظهور است او اباعبدالله وفاضل، لسان الحق و صابر عالم آل محمد بوده مولایی فکور است دین جـدش را کـنـد احـیـا با عـلم الهـی با تلاشش شبههها از پیکر اسلام دور است عالمان گردند جمله وامدار علم صادق دشمن دین روبرویش جاهلی ناشی وکور است شیعه را از بعد مولا، جعفری مذهب شمارند این لقب هر شیعهای را علت فخر وغرور است روز عید است و ز مهدی عیدی خود را طلب کن عیدی ما شیعبان تعجیل در وقت ظهور است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
مـیآیـد از مـدیـنـه بـوی گـل شـقـایـق در گـلـشـن ولایـت آمـد امــام صـادق سـاقی ز ره رسـیـده با سـاغـر ولایت آمد رئـیـس مـذهـب در سنگـر ولایت در بـزم بـادهنـوشـان دلـدار دلـبـر آمد بـنــیـانـگـزار فــقـه آل پـیـمــبــر آمــد شهـر مـدیـنـه شادان از نغـمـه منـادی بـاشـد ربـیـع الاول مـاه بـهــار شـادی در کوچه کوچه دل پیچیده عطر بویش چشم عروس زهرا روشن شده به رویش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
ای روح صداقت از دم تو ای گـوهـر عـلـم از یـم تـو زیـبـنـدۀ توست نام صـادق الحـق که تویی امام صادق بر هر سخـنت ارادت عـلم در هر نـفـست ولادت علم مـیـلاد تـو ای ولیّ سـرمـد شــد روز ولادت مـحــمــد در هــفـدهــم ربـیــع الاول شد نور تو بر زمین محوّل از صـبـح ازل امـام عـلمی تـا شـام ابــد تـمـام عـلـمـی دانش ز دم تو راست قامت اسـتـاد عــلـوم تـا قــیـامـت قـرآن به دم تو خو گـرفـته ایـمـان ز تـو آبـرو گـرفـته با نطـق تو زنـده تا قـیامت تـوحـید و نـبـوت و امامت ای در دهـنت زبـان قـرآن قرآن همه جان، تو جان قرآن روید چو به بوستان شقایق از لـعـل لـبـت دُر حـقـایـق وصف تو هماره بر لب ماست راه و روش تو مکتب ماست با تو همه جا مدینـۀ ماست این گفت تو نقش سینۀ ماست: هرکه شمرد سبک صلاتش فــردا نـبــود ره نـجــاتـش دور است ز خط طاعت ما بـر او نـرسـد شـفـاعـت ما تو مـخـزن عـلم کـبـریـایی تـو وارث خـتم الا نـبـیایی حق را نفس تو نوشخند است قرآن به دمت نیازمند است قـرآن کـه دُر کـلام سـفـتـه با نطق تو حرف خویش گفته هـر آیـه کـه جـبـرئـیل آرد بی نـطـق شـما زبـان ندارد او راه و شـما چراغ راهید ناگـفـته و گـفته را گـواهید تو بر تن پـاک عـلم، جانی اسـتــاد مـفـضّـل و ابــانـی دانشـگـه نـور حـق، پیامت صدها چو زُراره و هشامت دارند جهـانـیـان بـصـیرت از مؤمن طاق و بوبصیرت ای زنـدگـیام هـدایـت تــو دیـن و دل مـن ولایـت تـو مـهـر تو هـمه عـقـیـدۀ من مشـی تو مـرام و ایـدۀ مـن روزی که گِل مرا سرشتند بر لوح دلـم خطی نوشـتـند این خط نـوشته را بخوانید من جـعـفـریـم هـمه بـدانـید دلـبـاخـتـهای ز اهـل بـیـتـم خـاک ره عـبدی و کُـمـیـتم فـــریـــاد دوازده امـــامـــم نور است به هر دلی کلامم باشد که به خـاک پای میثم “مـیـثم” بـشود فـدای مـیـثم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
به هر کرانه سر زده روشنی صبح امید باد بهار عاشقان، به جانب چمن وزید ز مشرق طلوع نور، صبا رسد به صد نوید به گوشۀ بنفشه زار، یک گل تک دانه دمید گلی که چشم دو جهان، شبیه او دگر ندید ز آسمان ز کهکشان، زمزمه میرسد به گوش کسی به جمع قدسیان، نمانده ساکن و خموش عیان شده ز بی نشان، نشان جنبش و خروش داده سبو بر همگان، ساقی مستِ مِی فروش هر که در این دایره بود، کوثر ناب سرکشید میان باغ و گلسِتان، گل یگانه میرسد نور زمین و آسمان، در این میانه میرسد در شب تار اختران، ماه زمانه میرسد عشق از آن سوی جهان، بدین بهانه میرسد که در طریق دلبری، دلبر دلبران رسید کسی که شد ز غمزهاش، طریق دلبری تمام همان که جمع انبیاء به حضرتش دهد سلام هم او که چشم مست او، ربوده دل ز خاص و عام در شب میلاد نبی، ز بیت پنجمین امام جلوه نموده عالمی، که عالمش شده مرید خدا نموده در رُخش، تجـلی دوبارهای هر دو جهان به امر او، به غمزه و اشارهای که دم به دم ز روی او، به خود کند نظارهای عصمت و نور هشتمین، یا ششمین ستارهای که در سپهر سروری، خدای عشق برگزید بگو یا یاس و نسترن، عطر شقایق آمده ز رحمت و لطف خدا، هرآن چه لایق آمده به جسم بی روح زمان، جان خلایق آمده ز نسل پاک فاطمه، حضرت صادق آمده خدا کسی به صدق او، به خلقتش نیافرید راستی از صداقتش، کرم رهین منتش نم نم باران وجود، بارش ابر رحمتش سخاوت و بخشش و جود، سائل یک کرامتش خلـقت کل مـاسـوا، به خـاطر ولایتـش تمام آفـریـنـش از، محـبـتـش شده پـدید مست شود حور و ملک، ز نغمههای یاربش درس ولایت است و عشق، زمزمههای مکتبش اختر و ماه و کهکشان، چراغ کوچک شبش هم او که ذکر فاطمه، بوده دمادم به لبش بدین جهت از دو لبش، کوثر ناب میچکید به پیش نور روی او، شرم نموده مهر و مه به پای درس و بحث او، خیل ملک چو طفل ره یکسره یغما ببرد، دل به دو چشمان سیه مرید مکتبش دگر، نمی رود سمت گنه سوی گناه کی رَوَد، آن که محبتش چشید ز چشم مشکین و لبش، ز ابروی کمان مگو برای سجده پیش او، ز اهل آسمان مگو ز مستی زیارتش، به جمع قدسیان مگو که گفتی نباشد آن، چه عشق شد نهان، مگو اگر خدا جلوه کند، چگونه شرح میدهید هرکه به درگهش رسد، شود همه دست نیاز به موسم ولادتش، خدا به او نموده راز به پیشگاه حق خودش، لب به نیاز کرده باز به لحظه شهادتش، کند سفارش به نماز به رسم عشق جان دهید، تا که ولایتش خرید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
مـاه ربـیـع آمـد و فـصـل بـهـار شـد بلبل ترانه خوان به سر شاخسار شد آثـار وجـد در هـمه جـا آشـکـار شـد سیمرغ بخت با دل شـوریـده یار شد روشن همه جهان شده زانوار سرمدی پُـر گـشته کـائـنات ز عـطر محـمدی خـورشید حُـسن از افـق دلـبری دمید فصل خزان گذشت و بهاری دگر رسید جـان فـسرده بـاده جـانـانه سـرکـشید بیمـایه نـاز یار گـرانمـایه را خـرید آنشب کسی ز کوچه دلها عبور کرد کز مقدمش زمین و زمان غرق نور کرد گر شیعه بر تمام خلایق سرآمد است یا روز حشر شامل الطاف سرمد است سوی بهشت یکسره در رفت و آمد است این اعـتـبـار از کـرم آل احـمـد است شکر خـدا که جـمله مسلـمان احمدیم دلـــدادگــان صــادق آل مـحــمــدیــم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
شبِ میـلادِ و بر بـرگِ شقـایـق نـوشـته نـام زیـبـای تو صـادق رئــیـس مـذهـب پــاکِ تــشـیّـع تو بر دل آشـنا کـردی حـقـایـق در آن گـمـراهیِ سخـتِ زمـانه ز تو تـفـسیـر شد قـرآن نـاطـق اگر اکنون علی را دوست داریم همه از زحـمـتت گـردیده لایق به هر بـزم سؤالِ فـقـه و علمی ز پاسخهای خود گشتی تو فائق اگـر ای پــاسـدار دیـن نـبـودی کجا بود این همه عشق و علایق بدان تا حـشر ای شیـخ الائـمّـه بـوَد مـدیـون درسِ تـو خـلایـق
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
گل بپاشـید که عید آمده است شیعـیان عید سعـید آمده است عشق در سینه پدید آمده است نـور خـلاق مجـیـد آمده است ز عـنـایـات خـداونـد غـفــور شهر یثرب شده در هاله نور بـاقـر حـلـم پیـمـبـر مـسـرور خانهاش به بود از وادی طور هــفـده مـاه ربــیـع الـمـولــود نـیّـر بـرج ولا چـهـره گـشود غـم ز دلهای مـحـبّـان بربـود وجد و شادی به دل ما افزود گـلـی از گـلـشن طاها بـدمـید که شـمـیـمش به دل ما بوزید مذهب شیعه از او گشته پدید پـرده جـهـل و ضلالت بدرید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
واژهها در هـیجـانـنـد که سجّـاده شوند پیـشِ پـاهـای تو ای آیـنـه افـتـاده شوند شـاعـران آمـدهانـد تا به نـوایی بـرسـند رخـصتی گر بـدهی با قـلـم آماده شوند باز کن میـکـده را ای پـسرِ خـون خـدا شیعـیان آمـدهاند تا که پُر از باده شوند جلوهای کن که ببـیـنـند تو را اهلِ هنر روی تو دیـده و کُـلاً همه دلـداده شوند حضرت عشق امامِ شـشمـین نورِ خـدا جـلـوهای کن که بـتـابـی به دلِ آیـنـهها آمدی جهـلِ بـشر بلکه سـرافکـنده شود آمـدی با نَـفَـسـت دینِ نـبـی زنـده شـود آمدی ای پسرِ حضرتِ باقـر گلِ عشق با شـکـوفایی تو عـطـر پـراکـنـده شود آمدی شمسِ ولایت که به یک طُرفه نگاه نـورِ تو در دلِ هر شیـفـتـه تابـنده شود آمـدی تا که تـلاشی بـکـنـی بـهـرِ خـدا لبِ پیـغـمبـرِ اسـلام پُـر از خـنـده شود صـادق آل محـمّـد قـدمت بر سرِ چـشم بنویس اسم مرا که قـلمت بر سرِ چـشم چه هیاهوی عجیبیست در این مکتبِ عشق سر زدی از افقِ دین و شدی کوکبِ عشق عـلمِ تو عـلمِ لدّنی ست نه از علم زمین زان سبب شعلهوری شعلهکِشی از تبِ عشق سخنانِ تو همه خطبۀ مولاست وَ یا ختمِ رسل سخنی تازه بگو با منِ افتاده ز پا از لبِ عشق آمـدم تا بـنـشـیـنـم ز تـو سـیـراب شـوم کی به گوشم برسد از دهنت مطلبِ عشق عشق را مکـتبت آموخـته با شورِ کلام پُر کن این جامِ تهی را که شوم مستِ مدام ببـرم شهـرِ مـدیـنـه که بـبـیـنـم حـرمت نکـند بـاز که محـروم شـوم از کـرمت مرقدِ خاکی تو میکُـشدم حضرت نور قــدمـی رنـجـه بـفـرمـا بـفـدای قـدمـت جای تو در دلِ شیعهست خدا داند و بس که بر افراشته است تا به قیامت علمت دِینِ تو دِینِ بزرگیست روی گردنِ ما زندگی کردن خوب است ز انفاسِ دمت هرکه هستیم در این عرصه اگر که پستیم صـادق آل محـمـد به شـما دل بـسـتـیـم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
رباعی های ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
امشب که شب خجسته دلبری است دلها زغم وغصه و ماتم بری است شـاد اسـت دل آل مــحــمــد، زیـرا میـلاد رئـیس مذهب جعـفری است ******************** امشب که سرود عشق زیب لب ماست میلاد رئیس مکتب و مذهب ماست دراین شب و روز غـرق نـور امید ذکر صلوات ذکر روز وشب ماست ******************** آنـان كه شـكـوه در حـقـایـق دیـدند گل را ورقی ز حُـسـن خالـق دیدند ******************** بـر اهـل ولا مــژدۀ ســرمـــد آمــد بر قـلـب جـهـان شـادی بـیحـد آمد آمـد به جـهـان نـور دل بـاقـر عـلـم شـــشــم ولــی آل مــحــمــــد آمـــد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
پیشوای شیعیان مولا امامِ صادق است میوۀ جانِ پیـمـبر نورِ پاکِ خالـق است هفـدهِ مـاهِ ربـیـعُ الاول آمـد مـاهِ عـشق
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
به زمسـتـان دلم فـصل بـهـار آمـده باز به پریـشـانی من روحِ قـرار آمـده بـاز به هـوای نـفـسـم نـفـحـۀ یـار آمـده بـاز به سرِ دادن جـان دار و نـدار آمده باز به شب غـمـزدگـان بـاز سـحـر میآیـد روشـنـی بـخـش دل اهـل نـظـر میآیـد کیست این دلشدهای کز همگان دل بِبَرَد کشتی خـسـتۀ دل را سوی ساحـل بِبَرَد کیست این کعبۀ منظور که حاصل بِبَرَد او که رونق ز دو صد دلبر کامل بِبَرَد او خود حضرت عشق است و ز خالق آید فجـر روشنگر حق حضرت صادق آید او که طاها بـرسـد بر سر استـقـبـالـش او کـه گـردیـده خـدایی هـمـۀ احوالـش او که عشق است همیشه همه جا دنبالش او که شد مـحـورِ توحـیدِ خلایق خالش جلوۀ کاملی از صدق و صفا آمده است مظـهـر تـام خـدا جانـب مـا آمـده اسـت باز کـن دیـدۀ دل پـنـجـرههـا را بـگـشا نام او نـغـمه کن و حـنجـرهها را بگشا ساقـیـا جـام مـیِ خـاطـرههـا را بـگـشـا مِی بزن صفحهای از منظرهها را بگشا تا ببینی که خـدای ازلی جلـوه گر است همۀ هیبت زهرا و علی جلوه گر است یک مدیـنـه دلِ سرمست به سویش آیند یک جهـان دیـدۀ دربست به کویش آیند هر چه میخـانه پیِ جام و سـبویش آیند قدسیـان هـم ز پی آب وضـویـش آیـنـد در نمازش خم محراب به پایش خم شد مست ذکر دو لبـش اهل همه عـالـم شد کیست که دلـشـدۀ این مـه جـانـانـه نشد کیست که جان به رهش بر سر شکرانه نشد کیست که از سخنش یکسره مستانه نشد از حدیث لـب او عـاشـق و دیـوانه نشد عاشقی جرعهای از چشمۀ شیدایی اوست همه ذرّات جهـان والـۀ زیـبـایی اوست تو همانی که خدا عشق تو را واجب کرد دین مـا مِـهـر عـلـی بن ابـیـطـالب کرد مهر رخسار تو را بر همگان غالب کرد قلب ما را ز پی وصل رخت طالب کرد بـه لـبـم نــغــمـۀ دلــداری دلــبــر دارم مهر تو مذهب عشقی است که باور دارم هستیام را به سر عشق رخت بگـذارم از همه غـیـر تو ای وجه خـدا بـیزارم نه من از خاک ره تو سر خود بر دارم نه تو یک لحـظه رهایم کنی ای دلدارم تو که دست همه را وقت عطا میگیری عاقبت روز جـزا دست مـرا میگـیری سـائـل کـوی تـوأم مـیـل زیــارت دارم بر سـر سیـنـه بـبـین دست ارادت دارم از غریبی تو ای دوست چه محنت دارم به دلم داغ دل از این همه غربت دارم از غـریـبـیِ مـزارت به خـدا دلـگـیـرم آخر از غـربت دیـوار بـقـیع میمـیـرم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
اى نـفـس صبحـدم! دعاى که دارى؟ بوى خدا مىدهى، صفاى که دارى؟ عطر بهشتى، ز خاک پاى که دارى؟ مژده چه آوردى و بـراى که دارى؟ تا بفـشانـیم جان، تو را به خوش آمد مـاه ربـیـع است و نـوبـهـار کـرامت مـاه شـکـوفـایـى کـمـال و شـهـامـت در تن هـسـتى دمـیـد، روح سـلامت از بــرکـات طـلــوع، روز امــامـت بـاز گـشــودنـد بـاب لـطـف مــجــدّد صبح دلان صبح صادق است ببیـنید باغ بهـشت از شـقـایق است بـبـیـنـید جـلـوهٔ ربالـمـشـارق است بـبـیـنـیـد روز تـجـلّاى خـالـق اسـت بـبـیـنـیـد وز رخ زیباى جـعـفـر بن محـمـد... نـــور ولایـت دمــیــده از نــظــر او چـشـمـهٔ کـوثـر رهـیـن چـشم تـر او بـاقـر دریـاى عـلـم و دیـن، پــدر او هــم پــدر او امــام و هــم پــســر او نـور دل حـیـدر است و وارث احـمد نهضت عـلمى که آن امـام به پا کرد کارى چـون خـون سـیـد الشـهدا کرد از سر اسـلام دست فـتـنـه جـدا کـرد آنچه رسالت به عهـده داشت ادا کرد شاهد حُـسن ازل نـشـسـت به مـسـنـد گر همه عـالـم قـلـم به دست بـرآرنـد تا بـه قـیـامـت مـدیـح او، بـنـگـارنـد یک ز هزاران فـضیـلـتـش نشـمارند آن که به شاگردیاش چهار هـزارند جمله به فـقه و کلام و فلـسـفه، ارشد ز آن همه یک چند چهرههاى درخشان عــالــم و آگــاه در مــعــارف قــرآن مؤمن طاق و هـشـام و جـابـر حـیّان زادهٔ مـسلم، دگر مفـضّل و صـفـوان کان همه بودند چون زُراره سـرآمـد من که به لـب، نغـمـهٔ ثـنـاى تو دارم هر چه که دارم من از عطاى تو دارم دسـت بـه زنـجــیـرهٔ ولاى تــو دارم پاى بـه زنـجـیـرم و هـواى تـو دارم دست برون آور و بگـیـر مـرا یَـد...
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
مدینه بود غـرق شـادیِ مـیـلاد پیغـمـبر تولد یافت در آن یک پیـمـبرزادۀ دیگـر بپا جشنی شده در بیت مولا حضرت باقر به شادی او گرفته تازه مولود خودش در بر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
وقتی که میلادت مُـقارِن با پیـمـبر شد یعنی که بخت و طالع ات زیبا مقدّر شد با دسته گلهای پُرِ از نیلـوفـر و یاسی میلادِ مسـعـودِ تـو با خـاتـم بـرابـر شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
هـفـده مـاه ربـیـع و آمـده قـرص قـمـر شد شـشم ماه ولایت در مدینه جـلوهگر اُمِّ فروه مادرش بوسه بهرویش میزند سبط خود را حضرت سجاد میگیرد به بر
: امتیاز
|
























